تبلیغات
ثانیه ها - . . .
ثانیه ها

. . .

شنبه 21 مرداد 1391

شب صورتش را بر شیشه چسبانده

تا شاید دل سپیدت را به موهایت گره بزند

صدای سوت مستی رگهایش را تیغ میزند

زنی سازش را کوک می کند

ساعت

 خودش را خفه میکند

دست بر صورتت که می کشی

دنیا به یکباره فرو می ریزد.

صدای سازی از دور می آید

ولی آرام

آرام

و آرامتر

در پیچ کوچه گم می شود.

چشمانت را بروی سیاهی ببند

نمیخواهم شب نیمه کاره بماند . . .


هادی نژادهاشمی
یکشنبه 29 مرداد 1391 12:49 ب.ظ
با درود
دعوتید
با احترام
بدرود
پاسخ سمانه : سلام.از اینکه به وبلاگ من سر زدید ممنونم
سمیرا
سه شنبه 24 مرداد 1391 06:12 ب.ظ
آپپپپپپپپم
ارمغان
یکشنبه 22 مرداد 1391 09:51 ب.ظ
سلام بانو
کارتان را خواندم خوب بود با توجه به سابقه نوشتنتان
فقط چندنکته ببینید در نوشتن یک شعر آزاد ما باید حتما سیر عمودی کار را کاملا حفظ کنیم و ارتباطمعنایی و کلامی کار از ابتدا تا انتها حفظ شود این کار تصویرهای انتزاعی خوبی دارد
شب که صورتش را...
ساعت یکه خودش را خفه میکند
و...
ولی این بندها گاهی به تنهایی زیبا میشوند باز هم میگویم خوب مینویسید ولی باید بدانیم یک نوشته تا لحظه خلق متعلق به ماست و بعد از آن مخاطب است که تصمیم میگیرد از آن چه دنیایی خلق کند
پاسخ سمانه : سلام.از اینکه وقت گذاشتین و به وبلاگ من سر زدید و مهمتر از همه نظرات گرانبهاتون رو گذاشتین یک دنیا ممنونم.بدون شک نظراتتون تآثیر بسیاری در نوشته های بعدی من خواهد داشت.سپاسگزارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها